الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)

مقدمه 96

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)

نبودت هيچ فعل و تميزى * درين حدّى كه سلطان عزيزى چه بعدى حال چون سرمايه‌دارى * به راه افتى و كام دل بر آرى لذا آنكه طلب منازل انبيا را تجاوز در دعا مىداند بايد فرق بين نبوّت تشريعى و نبوّت مقامى بگذارد . و نبوت مقامى را در اصطلاح خاصّه اعنى اهل ولايت ، نبوّت عامّه گويند ، و گاهى به نبوّت تعريف در مقابل نبوّت تشريع نيز تعبير مىكنند . و شيخ رئيس نيز بدين نبوّت عام در فصل دوم مقاله چهارم نفس « شفاء » كه از غرر فصول كتاب نفس است ايمائى مىفرمايد ( ص 336 ج 1 ط 1 ) . در نبوت عامّه انباء و اخبار معارف الهيّه است يعنى ولى در مقام فناى في اللَّه بر حقائق و معارف الهيّه اطّلاع مىيابد و چون از آن گلشن راز بازآمد از آن حقائق انباء يعنى اخبار مىكند و اطّلاع مىدهد . چون اين معنى براى اولياء است و اختصاص به نبى و رسول تشريعى ندارد در لسان اهل ولايت به نبوّت عامّه و ديگر اسماى ياد شده تعبير مىگردد . خواجهء طوسى در « تجريد » مطلبى بسيار شريف به اين عبارت دارد : « و قصّة مريم و غيرها تعطى جواز ظهورها على الصّالحين » . آرى ظهور كرامات و خوارق عادت براى غير پيغمبران هم جائز است چنان كه براى مريم - سلام اللَّه عليها - و غير وى كه از انبياء نبودند كرامات ظهور كرده است و لكن بايد به آداب آنها بود تا چنان قابليّت حاصل شود . وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَكاناً شَرْقِيًّا * فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاباً فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا ( مريم : 17 - 18 ) . و تأمّل بنما در آل عمران كه خداوند سبحان مىفرمايد : إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ ما فِي بَطْنِي مُحَرَّراً - الى قوله تعالى - يا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَ اسْجُدِي وَ ارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ ( 36 - 44 ) نشد تا جان تو بىعيب و بىريب * درى روى تو نگشايند از غيب در عين حال بايد توجّه داشت - چنان كه در پيش گفته‌ايم - عبادت حبّى باشد كه عبادت احرار است نه براى ظهور كرامات و خوارق عادات و وصال حور و